أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

438

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

شيراز و تدريس مدارس به او مىبخشيدند و قبول نميكرد بلكه صحبت درويشان اختيار كرده بود و او را شيخان بسيار بود از جمله يكى مسند خراسان « 195 » شيخ ابو العلاء همدانى « 196 » و شيخ

--> ( 195 ) - مسند خراسان رضى الدين الطوسى ( شد الازار ) . - مد . جها : مسند خراسانى و ديگر شيخ رضى الدين طوسى ( در نسختين مد و جها به صورت دو نفر و در شد الازار به صورت يك نفر آمده است و ما وجه شد الازار را برگزيديم ) . ( 196 ) - مد : ابو علاء همدانى . يعنى ابو العلاء حسن بن احمد بن حسن بن احمد بن محمد بن سهل همدانى معروف بعطار از اشهر مشاهير محدثين و حفاظ و مقرئين قرن ششم و مقيم همدان كه در عصر او از اقطار بلاد اسلامى طلاب علوم براى استفاده از محضر وى به همدان شد رحال مىنموده‌اند و چنان كه معلوم است همدان در آن عصر يكى از امهات بلاد ايران و يكى از پاىتختهاى ملوك اواخر سلجوقيه و معدن علم و فضل و ادب و ثروت و خصب و نعمت بوده است ، صاحب ترجمه را در انواع علوم از حديث و قرآت و ادب و رجال تصانيف عديده است از جمله زاد المسافر در حديث و قراآت در پنجاه مجلد : و كتاب طبقات القراء موسوم بكتاب الانتصار فى معرفة قراء المدن و الامصار ، و كتاب الغاية در قراآت عشر ، و كتاب الوقف و الابتداء ، و كتاب الماآت ، و كتاب التجويد و غير ذلك ، اسامى مؤلفات او و اسامى بسيارى از مشايخ او و تلامذهء او در كتاب طبقات الحفاظ ذهبى و طبقات القراء جزرى و ساير مآخذى كه اسامى آنها بعد ازين مذكور خواهد شد مثبت است ، ياقوت در معجم الادباء گويد خليفهء عباسى مقتفى لامر الله ( 530 - 555 ) صاحب ترجمه را بحضور خود طلبيد شيخ اجابت نمود و وقتى كه بحضور وى رفت ملازمان خليفه او را الزام نمودند كه على الرسم چندين جاى زمين را بايد ببوسد او مطلقا از اين عمل امتناع نمود و گفت سجود جز براى خداى تعالى براى هيچ مخلوقى روا نيست و هرچه ايشان بر اصرار افزودند او بر انكار افزود تا بالاخره دست ازو برداشتند و چون در مقابل خليفه رسيد خليفه بپاى خاست و او را بنشاند و ساعتى با او بمفاوضه مشغول گشت و از وى طلب دعا نمود و سپس او را اجازهء مراجعت داد و قبل از وقت براى او خلعت وصله حاضر كرده بودند او به كلى از قبول آن سرباز زد و بلافاصله از ترس فتنهء دنيا و آفات آن از بغداد بيرون رفت ، و نيز گويد وقتى سلطان محمد [ بن محمود به ملكشاه سلجوقى ] به قصد ملاقات او به منزل وى رفت شيخ سلطان را موعظت نمود و پند داد و سلطان روبروى او نشسته با تمام حواس بسخنان او گوش مىداد و چون خواست مراجعت كند شيخ به او دستور داد كه متابعت سنت را اول پاى راست را پيش نهد و در عرض راه هميشه از طرف راست شارع حركت نمايد ، - و نيز گويند وقتى كه سلطان محمد مزبور با خليفه مقتفى بناى مخالفت گذارد و به طرف بغداد حركت نمود و آن شهر را در حصار گرفت شيخ ابو العلاء در آن اوقات در همدان صحيح بخارى را بر عبد الاول [ ابو الوقت سجزى سابق الذكر ص 325 ] قراءت مىنمود و عموم اهالى شهر از امرا و فقها و علما و صوفيه و عوام نيز همه روزه براى سماع كتاب مزبور حاضر ميشدند وقتى كه اخبار محاصرهء بغداد منتشر شد شيخ بر منبر رفت و در حالتى كه بر بالاى منبر بر پاى ايستاده بود -